تبليغاتX
طنز سياسي ، اجتماعی ، کوتاه ، کاریکاتور ، عکس طنز
طنز سياسي ، اجتماعی ،کوتاه، عکس طنز سراب
طنز سياسي ، اجتماعی ، کوتاه ، کاریکاتور ، جملات ، شعر ، داستان ، کلیپ عکس طنز سراب

sar-ab

سرگردان

sar-ab

http://sar-ab.blogfa.com

طنز سياسي ، اجتماعی ،کوتاه، عکس طنز سراب

طنز سياسي ، اجتماعی ،کوتاه، عکس طنز سراب

طنز سياسي ، اجتماعی ،کوتاه، عکس طنز سراب

طنز سیاسی و اجتماعی و کوتاه و دفاع مقدس و کاریکاتور داستان و جملات و عکس طنز و هرچه همانند سراب جلوه گر است. طنز سياسي ، اجتماعی ، کوتاه ، کاریکاتور ، جملات ، شعر ، داستان ، کلیپ عکس طنز سراب

طنز سياسي ، اجتماعی ،کوتاه، عکس طنز سراب

قالب پرشين وبلاگ

قالب پرشين وبلاگ

قالب وبلاگ

free template blog

درباره وبلاگ
طنز سیاسی و اجتماعی و کوتاه و دفاع مقدس و کاریکاتور داستان و جملات و عکس طنز و هرچه همانند سراب جلوه گر است.
فهرست اصلي
صفحه نخست
آرشيو مطالب
تماس با ما
موضوعات
طنز سیاسی
طنز اجتماعی، روزانه
طنز کوتاه (طنزک)
طنز دفاع مقدس
عکس طنز کاریکاتور (فوتو طنز)
کلیپ طنز(فیلم طنز موبایل)
نه طنز (بی شوخی)
درباره وبلاگ (سراب)
خاطرات بازجویی آمریکایی ها
آرشيو مطالب
» مهر 1388
» شهریور 1388
» مرداد 1388
» تیر 1388
» خرداد 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» آذر 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
لينک دوستان
تبادل لینک و لینکدونی وبلاگ
دانلود فیلم با توضیحات فارسی
محمد جواد باقری
سایت تفریحی تک محفل
سایت بزرگ تفریح کلاب
جایی برای درد و دل ایرانیان
آپلود عکس
لينکستان
تصاویرمتحرک وطنز برای موبایلgif
کلیپ کاندید یاسوجی درحال تبلیغ
بچه مشهدی بی سیم ندیده
گاف و سوتی بزرگ احمدی نژاد
کلیپ خنده دار و با حال قورباغه ها
عکس اخراجیهای 3 طنز(کلیک کن)
مجموعه کاریکاتور طنز کاریکاتور سیاسی
طنز جنگی (خمپاره در دستشویی)
شعر طنز موسوی نامه (خیلی باحاله)
طنز کوتاه (خریت خر)
آپلود عکس
آرشيو لينک ها
جديدترين مطالب
عکس متحرک طنز
مفقود الاثر
گوشت گاو
آدرس و لینک وبلاگ ابطحی
منشی بابا در اداره
نماز جماعت
البرادعی
بازداشتگاه زندان کهریزک
مجروحیت
نتیجه نظرسنجی سراب
آمار بازدید


rss

مفقود الاثر مرتبط با:  طنز دفاع مقدس

مفقود الاثر

متوجه شد که همه اتوبوسها دارن منطقه را ترک می کنند. از ترس دنبال اتوبوسها راه افتاد. اولین راننده رسید به ایست بازرسی. دژبان پرسید: اخوی کجا؟ گفت: شهید دارم. دژبان هم در را باز کرد. دژبان از دومین راننده پرسید: شما کجا برادر؟ گفت: مجروح دارم. راه را برای راننده دوم هم باز کرد. حالا نوبت سومی که فوق العاده دست پاچه بود رسید. دژبان: شما دیگه کجا می ری؟ راننده دست پاچه که نمی دانست چه جوابی بدهد تا از منطقه فرار کند با عجله گفت: مفقود الاثر دارم! دژبان هم که از خنده داشت غش می کرد راه را برایش باز کرد.


نظرات مرتبط با مطلب:

شاهد:

تکراری بود
ولی بازم خندیدم

 

 

دو دانش آموز:

مطلب با حالی بود


  ارسال شده در چهارشنبه 1 مهر1388 توسط سرگردان  

نماز جماعت مرتبط با:  طنز دفاع مقدس

نماز جماعت

یک روز در قرار گاه تاکتیکی مشترک، نماز جماعت می خواندیم. از یکی از سرهنگ های ارتش خواستند پیش نماز شود. پای او به شدت آسیب دیده بود. سرهنگ از قبول امامت نماز سر باز زد. چند نفر از فرماندهان ما از جمله سردار بروجردی به سرهنگ اصرار کردند. هرچه سرهنگ گفت نمی تواند نماز بخواند، قبول نکردند و آن را از روی شکست نفسی سرهنگ تلقی کردند. بالاخره سرهنگ مجبور شد برود و نماز بخواند. رکعت اول را خواندیم. سرهنگ وقتی خواست برای رکعت دوم از جا بلند شود، گفت: یا حضرت عباس!

همه زدند زیر خنده و نماز به هم خورد. سرهنگ که هم از شدت درد به خود می پیچید و هم از شدت خجالت رو به مامومین برگشت و گفت: من که گفتم من رو جلو نفرستید!

  ارسال شده در یکشنبه 22 شهریور1388 توسط سرگردان  

مجروحیت مرتبط با:  طنز دفاع مقدس

مجروحیت

عقبه خط را که بمباران کردند، عده ایی شهید و برخی مجروح شدند. درد زیادی مرا فراگرفت. چون سن زیادی هم نداشتم، خیلی جزع و فزع می کردم. بالاخره یکی از امدادگرها بالای سرم آمد و گفت: چیه؟ چه خبره؟ چقدر داد می زنی؟ تو که چیزیت نشده بابا! فقط یه پات قطع شده، بغل دستیت رو ببین، با اینکه سرش قطع شده، اما یه آه هم نمی گه.

امدادگر بسیجی مجروحیت جانبازی


نظرات کاربران:

اشکنان فارس:

مردم از چپی هامتنفرند.مردم می دانند دم برخی از دانه درشتها مثل اول انقلاب به تله مردم وملت عزیز ایران گیر کرده است واونها هستند که امروز آسایش و آرامش رو از مردم گرفتند.مردم از اونها خسته شدند.مردم از میرحسین وهاشمی وخاتمی و اون کروبی خسته شدند .مردم آرامش می خوان چرا فکر می کنند اکثریت مردم این نا امنی ها را دوست دارند.مردم می خوان ارامش به جامعه برگرده .مردم از مشارکت وچند آدم عوضی ای که داخل اون فعالیت می کنند متنفرند.همین به خو بیان.از سرنوشت بنی صدر درس بگیرن.


محمد:

وبلاگ با محتوا و خوبی دارید

  ارسال شده در دوشنبه 16 شهریور1388 توسط سرگردان  

بسیجی نیشابوری و بی سیم مرتبط با:  طنز دفاع مقدس

بی سیم

روزی سر کلاس آموزش مخابرات فرق بی سیم «اسلسون» را با «پی آر سی» از بچه ها پرسیدم. یکی از بسیجی های نیشابوری دستش را بلند کرد، گفت:« مو وَر گویم؟» گفتم: وَر گو. گفت: اسلسون اول بیق بیق مِنه، بعد فیش فیش منه. ولی پی آر سی از همو اول فیش فیش مِنه. کلاس آموزشی از صدای خنده بچه ها رفت رو هوا.

  ارسال شده در دوشنبه 2 شهریور1388 توسط سرگردان  

خمپاره در دستشویی مرتبط با:  طنز دفاع مقدس

خمپاره در دستشویی

با چند نفر بسیجی و یک روحانی کنار اروند نشسته بودیم. حاج آقا گفت: اگر در توالت باشید و آن جا را با موشک یا گلوله خمپاره بزنند، چه باید بکنیم؟

یکی از بسیجی های شوخ طبع فورا گفت: قبل از آمدن، لابد سوتی می زند یا صدایی می کند. آنوقت ما با سرفه می فهمانیم که داخل دستشویی هستیم و گلوله برمی گردد!

  ارسال شده در یکشنبه 25 مرداد1388 توسط سرگردان  

اعزام به جبهه مرتبط با:  طنز دفاع مقدس

اعزام به جبهه

با کلی دوز و کلک از خانه فرار کردم و رفتم پایگاه بسیج. گفتند اول یک رژه در شهر می رویم و بعدش اعزام. از ترس پدر و مادرم رژه نرفتم و پشت یک عکس بزرگاز امام(ره) پنهان شدم. موقع حرکت هم پرده ماشین را کشیدم تا آنها متوجه من نشوند.

بعدا که از جبهه تماس گرفتم پدرم گفت: خاک بر سرت! برات آجیل و میوه آورده بودیم که ببری جبهه!


نظرات کاربران:


ولایت مدار:

خیلی قشنگ بود .

  ارسال شده در پنجشنبه 15 مرداد1388 توسط سرگردان  

جبهه رفتن خشکه مقدس ها مرتبط با:  طنز دفاع مقدس

 
  ارسال شده در پنجشنبه 1 مرداد1388 توسط سرگردان      ادامه مطلب 

طنز بسیجی! مرتبط با:  طنز دفاع مقدس

تقي‌ رستگار» از آن‌ بچه‌ هايي‌ بود كه‌ خيلي‌ به‌ «حاج‌ احمدمتوسليان‌»علاقه‌ داشت‌. از شانس‌

خوبش‌. رانندة‌ حاجي‌ هم‌ بود. سال‌ 59 كه‌ دركردستان‌ بوديم‌، بچه‌ها قرار گذاشتند تقي‌ را اذيت

‌ كنند. هر كداممان‌ كه‌ به‌ اومي‌رسيديم‌، با تمسخر مي‌گفتيم: ـ تو هم‌ مسخره‌اش‌رو درآوردي‌...

كه‌ چي‌ همه‌اش‌ دنبال‌ حاج‌ احمدهستي‌... ـ تو هم‌ بابا شورش‌ رو درآوردي‌... حاجي‌ مي‌خواد آب

بخوره‌، باهاشي‌،مي‌خواد بره‌ قرارگاه‌ باهاش‌ ميري‌. ـ بس‌ كن‌ تقي‌ جون‌. چقدر به‌ دنيا

مي‌چسبي‌؟ از جون‌ حاج‌ احمد چي‌مي‌خواي‌؟ مي‌خواي‌ تورو بذاره‌ فرمانده‌ سپاه‌؟

ـ باور كن‌ دنيا ارزش‌ اين‌ لوس‌ بازي‌ها رو نداره‌...

يكي‌ از روزها كه‌ همه‌ تقي‌ را دوره‌ كرده‌ بوديم‌ و هر كدام‌ تكه‌اي‌ به‌ اومي‌انداختيم‌، با شدت‌ و

تندي‌ گفت‌: ـ شماها چي‌ فكر كردين‌؟... به‌ خدا دنيا و اين‌ بازي‌ هاش‌ براي‌ من‌ به‌اندازة‌

يك‌ ته‌ سيگار هم‌ ارزش‌ نداره‌...

اين‌ را كه‌ گفت‌، ديگر بچه‌ها دست‌ گرفتند؛ همان‌ شد كه‌ از آن‌ روز به‌ بعد،همه‌ تقي‌ رستگار

را به‌ نام‌ «تقي‌ ته‌ سيگار «صدا مي‌كرديم‌.

خودش‌ هم‌ از اين‌تعبير خوشش‌ آمده‌ بود و كلي‌ مي‌خنديد.

تقي‌ ته‌ سيگار ـ ببخشيد، رستگار ـ آن‌ قدر با حاج‌ احمد پريد كه‌ سرانجام‌روز چهاردهم‌ تير

سال‌ 61، همراه‌ او، موسوي‌ و اخوان‌، در پست‌ بازرسي‌«حاجزبرباره‌» در شمال‌ بيروت‌ به

دست‌ فالانژها اسير شد و هنوز كه‌ هنوزاست‌، هيچ‌ خبري‌ قطعي‌ از آنها نيامده‌ است‌.

هر كجا هستند خدا پشت‌ وپناهشان.



نظرات مرتبط:

سعید:

سلام به سرگردان عزیز....
آقا تحویل نمیگیری دیگه سایتون سنگین شده...
ما همیشه ارادت داریما ....
منتظرت هستیم
خوشحال میشیم بیای...
یا علی....
حاج احمد متوسلیان از اون تیپ آدماییه که من هر وقت اسمش رو میشنوم به ایرانی بودنم افتخار میکنم...
خدایا هر جا هست پشت و پناهش باش..

 

 

جهانبخش:

من اصلا در انتخابات شرکت نمی کنم .. جز گزینه ها نیست .. ضمنا اون کسی که می خواد سفید بندازه لطفا نره رای بده

 

 

شاهد:

سلام
ح.شا به سعادتش ای کاش ما هم بدونیم با کیا بپلکیم که هم دنیا داشته باشیم و هم اخرت



مهدی نظام الاسلامی:

آمدن خاتمي پایان انتظار و تاریکی هاست و تولدي دوباره براي نوشتن دست نوشته هاي اشک آلودماست و همه چشم انتظار معلم قلميم و امیدواریم که او بیآید



دو دانش آموز:

سلام جناب سرگردان
مطالبتون خیلی جالب بود به خصوص در مورد قطعی برق
کاش سرتان شلوغ نبود بازم مطلب میفرستادین
آمدن خاتمي پایان انتظار و تاریکی هاست و تولدي دوباره براي نوشتن دست نوشته هاي اشک آلودماست و همه چشم انتظار معلم قلميم و امیدواریم که او بیآید
خواستم جمله این دوست را تکرار کنم تا تسکینی باشد .
خواستید به ماهم سر بزنید.
فعلا خدا حافظ.



ehsan:

وبلاک مسخره ای داری



حانی:

سلام واقعا که سایت قشنگی دارید(نه وب) ما هم منتظریم تا خدا بخواد و آقای خاتمی بیاد.به وب ما هم سر بزنید .

یا علی



وصال عزرائیل:

سلااااااااااااااام
بابا جان من آپ کن

مخصوصا داستان سفر به کربلا رو تموم کن ترو خدا



خزان:

سلام. دست مريزاد



حمید:

در رابطه با آقای خاتمی: ایشون خیانت بزرگی در حق ایران کردند. و اون اینکه فساد رو زیاد کردند. و اصلا به نظر من شورای نگهبان حتی نباید ایشون رو به عنوان نامزد قبول کنه.



پادشاه الاغی:

نوشته ی جالبی بود

راستی یه سوال : در انتخابات شرکت می کنی ؟؟


  ارسال شده در پنجشنبه 7 آذر1387 توسط سرگردان  

طنز الهی صدام مرتبط با:  طنز دفاع مقدس
 

 

الهی صدام...

 

 

 

عازم جبهه بودم. یکی از دوستانم برای اولین بار بود که به جبهه

 

می آمد. مادرش برای بدرقه ی او آمده بود. خیلی قربان صدقه اش

 

می رفت و دائم به دشمن ناله و نفرین می کرد.

 

به او گفتم:« مادر شما دیگه بر گردید فقط دعا کنید ما شهید بشیم.

 

 دعای مادر زود مستجاب می شود.»

 

او در جواب گفت:« خدا نکنه مادر، الهی صد سال زیر سایه ی پدر

و مادرت زنده بمونی! الهی که صدام شهید بشه که اینجور بچه های

 

 مردم رو به کشتن می ده!»

 

شاد از دفاع مقدس

 


 

نظرات مرتبط با مطلب:

 

نیما:

سلام. جالب بود و تاثیرگذار. زبان ساده ی اون مادر که برای صدام آرزوی مرگ می کرد، حاوی یک طنز تلخ هست که واقعآ اثر گذاره.
الان هم که آرزوی مادران شهدا (و البته همه ی ملت ایران) برآورده شده و صدام فاسد، جنایتکار و حیوان صفت به درک واصل شده.
به امید نابودی همه ی جنایتکاران و مستکبرین جهان ...

 

 

Iransky:

وبلاگ خوبی داری قالبتم قشنگ ترش کرده مطالب خوبی هم می گذاری به ما هم سر بزن

 

 

افشین:

سلام
عالی بود

 

 

سپید:

سلااااااااااااااااااااااااااام
خوبی سرگردان
من مخلصتم تغریبا هرروز بهت سر میزدم
الآن چون دوباره کلاسام شروع میشه شاید کمتر بیام
پیگیر مطالبت هستم
منتظرم
بهم سربزنیا
درمورد مذاکره هم خودم قبلا تو فکرش بودم
حتما باهم میحرفیم.

 

 

احمد:

سلام جناب سر گردان
پست اخرت خیلی به دلم نشت
اما.... واقعا خون شهدای ما یه پای چه کسانی ریخته شده؟به نظرم در جامعه فعلی بدجوری خون شهدا پایمال میشه!!! یا وقتی حرف از خون اون ها میشه که پای سو استفاده ای در میون باشه؟؟
نظرت تو چیه؟

 

 

شاهد:

سلام
ما بچه های خوزستان که عادت کردیم از اول عمرمون هرچی بدبختی داریم نفرینش رو به صدام بکنیم حالا یکی هم پیدا شده دعاش کنه ! ما که بخیل نیستیم

 

 

یکی از دور:

خیلی ها که تعداد نسبتا بالای نظرات وب رو می بینن خیال می کنند خبریه و حتما وب خوبیه که این همه بازدید کننده داره خواستم بگم آمار بالای نظرات دلیل مخاطب زیاد و مشتاق نیست.اونجور که من خوندم خیلی از نظرات یه جور تشکر بودند از لطف نویسنده ی وب نسبت به سر زدن به وب هاشون. ظاهرا بیشتر هم دختر خانم ها با آقای نویسنده رابطه ی وبی دارند که جای بسی تامل است. هیچی دیگه همین!

 

 

سلام:

سلام بچه خوزستانم و از یه شهر معروف و با عزّتش(به علامت تشدید دقّت داشته باشین)
این که تو وبلاگم مطلبی رو که از شما قرار می دم بعدش امانت رو رعایت می کنم یه نعمته از جانب خدا به این بچه ی دزفولی
بهشت نصیبتون با چاشنی شهادت

 


همت:

انشا’الله که تو هم شهید بشی

البته نه به این زودی ها

  ارسال شده در چهارشنبه 10 مهر1387 توسط سرگردان  







محل تبلیغات وبلاگ

پل ارتباطی ما با شما


وبلاگ سراب طنز


Check PageRank

کلیپ خنده دار و با حال قورباغه ها
عکس اخراجیهای 3 طنز(کلیک کن)
مجموعه کاریکاتور طنز کاریکاتور سیاسی
طنز جنگی (خمپاره در دستشویی)
شعر طنز موسوی نامه (خیلی باحاله)
طنز کوتاه (خریت خر)
نتایج نظرسنجی ها سراب
عکس طنز رحیم مشایی کردان احمدی نژاد لاریجانی
طنز اعزام به جبهه
یک مقام مسئول دلایل سقوط را لو داد(خنده دار)
تقلب بزرگ در کنکور سراسری(خنده دار)
طنزکوتاه بستنی
جشن تولد یک سالگی سراب
طنز دلایل سقوط هواپیمای شرکت کاسپین
تصاویروعکسهای طنز و سیاسی خنده دار
طنز جبهه رفتن عبدالله خشکه مقدس
گفت و شنود کیهان(طنز)
طنز سیاست آجر و چماق
حسادت از نوع احمقانه(میرحسین،احمدی)
شعر طنز و خنده دار
تصاویر درگیری اغتشاش پلیس ضد شورش
طنزبازی ایران وعربستان(دایی وعادل)
طنززلیخاویوزارسیف(کتایون ریاحی ومصطفی زمانی)
فیلم شعار و حمله به خاتمی
ماجرای تشییع و تدفین شهدای گمنام(دانشگاه صنعتی شریف)
طنزبسیجی (تقی ته سیگار)
طنز الهی صدام طنز جبهه
طنز دلایل بازگشت فرزاد حسنی
طنز دکتر کردان(دانش آموزی که وزیرشد)
طنز فرار مغزهاونخبه ها آمریکایی به ایران
طنز دلایل قطع برق
طنز تصاویر وحشتناک برخورد با بدحجابها
طنز دلایل شکست در المپیک
طنز عشق بازی ممنوع
طنز ماهواره
طنز عشق لعنتی
طنز نخبه ها و احمدی نژاد