گویند در سالهای دور مردی ثروتمند و نیکوکار در همسایگی فردی حسود می زیست. حسود همیشه به ثروت زیاد و وجهه ی وجیه همسایه اش که بسیار به نیکوکاری شهره گشته بود حسادت می ورزید. حسود برای لکه دار کردن چهره همسایه اش از هیچ کاری دریغ نمی کرد اما هرچه بیشتر تلاش می کرد کمتر نتیجه می گرفت. بالاخره حسود نقشه ایی کشید و غلامی خریداری کرد و آن غلام را یک سال تحت تعلیم و تربیت خود قرار داد تا بلکه بدینوسیله به مقصودش برسد. آنگاه از غلامش پرسید: چه قدر مطیع من هستی؟ غلام پاسخ داد: اگر فرمانم دهی خود را به آتش خواهم زد. حسود لبخندی شیطان در صورتش پدیدار شد و نقشه را برای غلامش بازگو کرد و به غلام گفت: من و تو شبانه به بام خانه همسایه می رویم، سپس تو مرا بکش و فورا داخل خانه برگرد و بخواب تا هم چهره همسایه نیکوکارم نزد مردم زشت و قبیح شود و هم از پی قصاص من او را بکشند. غلام عینا دستور مولایش را اجرا کردو صبح فردا همسایه به اتهام قتل مرد حسود بازداشت شد و حاکم وقت حکم قصاص وی را صادر کرد. اما در همین حین غلام معذب بود و فشار روحی امانش نمی داد تا سکوت کند. وجدان غلام او را مجبور کرد تا برای بخشش گناه و رهایی از این عذاب که وجدانش را سخت می آزرد خود را معرفی کند و غلام هم ماجرا را کامل برای خلیفه بازگو کرد. حاکم که با صداقت غلام مواجه شد او را مورد عفو خود قرار داد و بدین ترتیب مرد ثروتمند بی گناه شناخته شد و نه تنها چهره اش مخدوش نشد بلکه پستی همسایه حسودش بیشتر نمایان شد. اینگونه بود که حسادت یک فرد او را تا مرز حماقت کشانید و به قیمت جانش تمام شد.
اینم عکس همسایه حسود. چقدر شبیه خشایاره!
اما عزیزی می گفت این داستان حکایت انتخابات دهم است که برخی بعد از انتخابات حاضر شدند وجهه واقعی خود را افشا کنند تا بلکه مانع پیشرفت رقیب خود شوند اما قدمی برنداشتند مگر اینکه لگد محکمی به خود و هم حزبی هایشان زدند!
نظرات کاربران:
سارا:
چرا اسم حسوده رو نگفتی؟همه می
دونیم میرحسینه!طرفدارهاش هم می دونن ولی الکی دست و پا می زنن.
رضا:
مطلب جالبی بود. واسلام علی من تبع الهدی
کیوان:
گرگ هاخوب بدانند:دراین ایل غریب گر پدر مرد * تفنگ پدری هست هنوز گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره ی چوبی پسری هست هنوز اب اگرنیست نترسید که درقافله مان دل دریایی وچشمان تری هست هنوز اندکی عدالت در این جهنم سکوت، شرم باد بر خاین به رای ملت
سروش:
سلام.جالب بود ولی حرف هات جواب داشت,اونم به وقتش.
علیرضا:
به نام ایران بزرگ.درود بر شما تازی زاده ها.میگم تازی زاده چون اکثر
این ادما هم که به وبلاگت سر میزنن مثل خودتن. دراین که موسوی عامل این اغتشاشاته شکی نیس.و اینکه موسوی احمدی نژاد و
بقیههمشون یه خونوادن
شک نکنین و کشته شدن این همه از جوونا عاملش خودخواهیهموسوی رو در به قدرت رسیدن نشون میده. .ولی دیگه مشکل
موسوی یا احمدی نژادنیس.مشکل ولییه وقیهه. اینکه این نوع مطالب تو وبلاگت دیده میشه 2 حالت داره: یا
مزدور رژیم هستی یا اینکه خیلی بی شعوری! بدرود
صادق غفرانی:
واقعا به جا و به حق نوشتی برادر.
دوست:
البته بگید این حسوده خیلی خاله زنک بود و نه مرد سیاست. ژرونده ها رو میزه ... جوابش چیز و چیزه !!!!
ولایت مدار:
وبلاگت فوق العاده است.
وبگذر:
تو بازيچه يك گروهي عزيزم والا همه مي دانند كه ........ببخشيد
زهرا:
همه ميدونند كه در انتخابات تقلب شده حتي خود شوراي نگهبان هم اعلام
كردسه ميليون تقلب شده
و كارشناسان روسي اعلام كردند :احمدي نژاد برنده ميشداما با اختلاف اندك! اما به هر حال نبايد شلوغش كرد و بايد همه زير پرچم ايران
عزيز جمع شوند.
...:
ایول ولیه .... رو خوب اومدی علیرضا مرگ بر دیکتاتور امیدوارم هرچه زودتر خدا ظالمین رو رسوا کنه هرچند رسوا
هستن برای امثال شما میگم
یه دوست قدیمی جدید:
یک بنده خدایی نامه ای می نویسه به یکی دیگه.. میگه آهای تو زندان ها
دارن کارهای بدبد می کنن با طرفدارای ما!!!!! بعدنمی تونه حرفش رو اثبات کنه .. میگن چرا این حرف رو زدی.. میگه آخه تحتفشار بودم. !!! همه ما به ایشون توصیه می
کنیم که وقتی تحت فشار هستین درمورد فشار کار های بدبد نامه ننویسید... تحت فشار بودن شما دال بر تحتفشار بودن بقیه نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوستک:
یه توصیه مهم... سعی کنید اینقدر کشته نشوید... طبق آما همه دارند کشته می شوند.. لطفا مراقب باشید در
سایت های اصلاحات کشته نشوید و احیانا دفن نگردید.. اگرهم اتفاق افتاد خودتان هم در مجلس ختم شرکت کنید تا دیگران در غم از
دستدادنتان با شما
شریک باشند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
طنز سیاسی و اجتماعی و کوتاه و دفاع مقدس و کاریکاتور داستان و جملات و عکس طنز و هرچه همانند سراب جلوه گر است. طنز سياسي ، اجتماعی ، کوتاه ، کاریکاتور ، جملات ، شعر ، داستان ، کلیپ عکس طنز سراب